برچسب‌های نوشته ‘گلشيفته فراهاني’

انتشار آلبوم جدید محسن نامجو “بوسه های بیهوده”

بهمن ۱۸م, ۱۳۸۹

آلبوم بوسه های بیهوده جدید ترین اثر محسن نامجو از ۱۳ فوریه به مناسبت والنتاین به صورت رایگان برای دانلود در اختیار ایرانیان عزیز قرار خواهد گرفت…

محسن نامجو

Official Mohsen Namjoo‎ :بوسه‌های بیهوده از یک بامداد ۱۳ فوریه در آیتونز و سی‌دی بیبی برای دانلود منتشر میشود. ولنتاین خوبی‌ داشته باشید دوستان!

“Useless Kisses” the album will be available at 1:00am February 13 on iTunes/CDbaby worldwide. Happy valentines to all!

آلبوم بوسه های بیهوده

توزیع نسخه نمایش خانگی «سنتوری» از نگاه هوشنگ گلمکانی

آذر ۳م, ۱۳۸۹

بهرام رادان

از ابتدای شهریور که پوسترهای سنتوری همه جا را پُر کرده، شده است مثل آینه دق. لبخند بازیگری که یکی از بهترین بازی‌هایش را در این فیلم کرد و دیده نشد. لبخند بازیگری آواره. تصویر پنهان تهیه‌کننده‌ای که دق کرد و هم‌زمان با پخش فیلمش توی سوپرمارکت‌ها و بقالی‌ها نفس‌های آخرش را کشید. و تداعی چهره کارگردان بزرگی که با وجود تلاش برای حفظ ظاهر و فرافکنی و تبدیل هر مصیبتی به طنز، می‌گوید پس از توقیف هر فیلمش دچار افسردگی می‌شود و گیج می‌شود و قیقاج می‌رود.
چه کسی می‌تواند تأثیر چنین تصمیم‌هایی را بر هنرمندان و فضای فرهنگی اندازه بگیرد؟ با کدام متر و ترازو می‌شود میزان افسردگی و انحراف مسیر هنرمندی را پس از چنین اتفاقی اندازه بگیرد؟ کدام آزمایشگاه و چه نوع کالبدشکافی می‌تواند میزان تأثیر توقیف و جنجال سنتوری بر مرگ فرامرز فرازمند را تعیین و اثبات کند؟… و تازه پس از آن همه هیاهو و چنان توصیف‌هایی از یک فیلم که تجربه نشان داده هیچ تأثیری از آن نوع که برخی خوفش را دارند نمی‌گذارد، سر هر کوی و برزن با مجوز رسمی فروخته می‌شود و تازه هم‌زمان اجازه نمی‌دهند توی دو تا سینما روی پرده برود! اتفاقی که می‌توانست چهار سال پیش به شکل طبیعی بیفتد و اگر منشأ خیری نمی‌شد لااقل ضایعه‌ای هم – از هر نوع – به بار نیاورد حالا با این پخش وسیع، برای نگارنده تبدیل شده به توزیع ماتم.

گفتگو با بهزاد فراهانی به بهانه سریال «گمشده» اتفاقاتی که برای دخترم پیش آمد، در کم کاری ام در سینما و تلویزیون بی تاثیر نبود

آبان ۱۵م, ۱۳۸۹

بهزاد فراهانی بازیگر مطرح سینما وتلویزیون وتئاتر به تازگی در گفت وگویی با محبوبه شعاعی درروز نامه تهران امروز از مشکلاتی که به خاطر دخترش برای او در تلویزیون به وجود آمده است سخن گفته است . متن کامل مصاحبه با بهزاد فراهانی که به بهانه سریال گمشده انجام شده به شرح زیر است :

بهزاد فراهانی


شما همیشه جزو بازیگران پرکار بوده‌اید اما مدتی است که کمتر در تلویزیون و سینما خبری از شما می‌شنویم. کارتان کمتر شده، چرا؟

اتفاقاتی که در مورد دخترم پیش آمده در این قضیه بی‌تاثیر نیست!

یعنی روی کارهای شما هم تاثیر گذاشته؟

روی کارهای خود من که نه! ولی باعث می‌شود که پیشنهادات مثل سابق نباشد.

دوره‌ای هم که بیمار بودید برای مهاجرت دخترتان بود؟

بله. مدتی خارج از ایران مریض بودم.

چه اتفاقی افتاده بود؟

من در خرداد ماه که برای دیدن دخترم به فرانسه رفته بودم سکته مغزی کردم و تا سه ماه تحت درمان بودم.

الان چطور هستید؟

الان خوب هستم و هیچ مشکلی از نظر فیزیکی ندارم.

یعنی همه عوارض بیماریتان از بین رفته؟

بله. دیگر کاملا مداوا شده‌ام. خیلی شانس بزرگی آوردم که در همانجا درمان شدم. شاید تنها بدی‌اش این بود که بیمه نبودم و هزینه سنگینی برای من داشت.

چه شد که بعد از این‌همه مدت و آن کسالت دوباره خودتان را پرکار کردید؟

چه انتظاری داشتید؟ می‌خواستید کنج خانه بشینم؟!(خنده)

نه ما چنین انتظاری نداشتیم! ولی برایمان سوال شد که چه اتفاقی این وسط شما را دوباره راهی جام‌جم کرد؟

نه، خب اتفاقات بزرگ‌تر و مشکل‌تری وجود دارد و افراد دیگری هستند که با من این مشکلات را دارند.

پس یعنی خود راما قویدل که به شما پیشنهاد این کار را داد، مشکلی ندارد!

نه. اتفاقا من با این خانواده، یعنی خانواده قویدل بسیار دوست هستم و خیلی هم خوب با هم در تعامل هستیم.

نقش‌تان در فیلم گمشده چطور است؟ چطور آقای قویدل این نقش را به شما پیشنهاد کردند؟

من نقش یکی از مدیران ارگان‌های دولتی را دارم. رئیس هلال‌احمر هستم. خب احتمالا معتقد است که من این نقش را خوب بازی می‌کنم.

به نظر خودتان نقش خوبی دارید؟

راستش نه. خیلی نقش خوبی نیست.

پس چرا قبولش کردید؟

خب آن زمانی که این کار را به من پیشنهاد کرده بود پدرش که از دوستان نزدیک من بود تازه از دنیا رفته بود، خودش و همسرش را هم خیلی دوست داشتم برای همین این نقش را قبول کردم.

یعنی فقط به خاطر امیر قویدل قبول کردید؟!

نه. تنها این نبود. بعضی از لحظات کار واقعا برایم دلنشین بود. ولی بعضی جاهای کار را هم اصلا دوست نداشتم.

تم گمشده طوری است که مخاطب پسند باشد و او را پای کار نگه دارد؟

نمی‌دانم. من تا آخر کار را ندیده‌ام و نمی‌دانم که می‌تواند مخاطب را جذب کند یا نه. باید تا آخر داستان منتظر ماند تا فهمید چه می‌شود.

ولی بالاخره شما فیلمنامه را تا آخرش خوانده‌اید. حتی اینطوری هم نمی‌دانید که داستان چقدر جذاب است؟

خب در اجرا اتفاقات دیگری می‌افتد. یعنی اجرای یک کار با فیلمنامه فرق می‌کند. تکنیک آقای راما قویدل به عنوان کارگردان را به شخصه خیلی دوست دارم و به‌نظرم بلد است کار خوبی ارائه دهد.

پس یعنی کار آنقدر قوت دارد که مخاطب را تا آخر کار دنبال خود بکشد؟

من فکر می‌کنم کار قویدل آنقدرخوب است که این اتفاق بیفتد. چون به‌هرحال همه کار بستگی به کارگردان دارد و از آنجایی که به نظر من قویدل کار خوبی ارائه می‌دهد پس می‌تواند این کشش را در مخاطب ایجاد کند که تا آخر داستان دنبال سریال بیاید.

کارهای دیگری هم هست که در دست انجام داشته باشید؟

یک داستان شبه بلند نوشته امانوئل روبلس است که آن را در رادیو کار کردم و در حال حاضر دارم روی نمایشنامه‌ام کار می‌کنم تا به مرحله اجرا برسد.

آن کاری که در رادیو دارید موضوعش چیست؟

مقاومت یک افسر انقلابی در مقابل نیروی بیگانه که کشور را تسخیر می‌کنند و بعد کشت و کشتار راه می‌اندازند و بعد انقلاب بزرگ‌تری را که پنهان است پیدا می‌کنند. یکی از داستان‌های بسیار زیبا و ماندگار روبلس محسوب می‌شود.

برای تلویزیون چطور، کاری ندارید که به عنوان کارگردان یا نویسنده در آن باشید؟

نه، گفتم که نمی‌توانم فعلا برای تلویزیون کار کنم. یعنی به من اجازه این کار داده نمی‌شود.

جلوی بازی کردن‌تان که هنوز گرفته نشده!

خب برای بازی کردن که نیاز به اندیشه‌های من نیست. هرچه که بازی می‌کنم از روی فیلمنامه و به درخواست کارگردان است که هرچه آنها بخواهند انجام می‌شود برای همین من دخل و تصرف زیادی در کار ندارم که بگویم اندیشه من به معرض نمایش گذاشته می‌شود.

کاری هم برای تئاتر داشتید، به کجا رسید؟

آن هم مشکلاتی داشت که ان شاءالله در شرف حل شدن و به زودی کارش شروع می‌شود. همین روزها اگر شرایطش فراهم شود تمرین را شروع می‌کنیم.

پس هنوز تمرین را شروع نکرده‌اید؟

نه هنوز.

در ضمن من شنیده بودم که یک کاری در دست ساخت دارید که جلوی آن هم گرفته شد!

بله. حماسه آرد. یک سریال داشتم کار می‌کردم با بچه‌های تئاتر که ۲۵۰ دقیقه از آن ساخته شده حتی مونتاژش هم کرده بودیم ولی جلوی کارش گرفته شد.

چراجلوی آن کار گرفته شد؟

این را دیگر باید از آقای ضرغامی و معاونین محترم‌شان بپرسید.

مگر کار چه موضوعی داشت؟

یک موضوع مردمی، حماسی در مورد میهن‌پرستی. داستان این مجموعه تلویزیونی درباره حماسه آرد در سال ‌‌است.‌‌‌با حضور بازیگرانی چون گوهر خیراندیش، اردشیر رستمی، بهار نوریان و ‌مهدی میامی.‌‌

این اتفاق چه زمانی افتاد؟

دو سال پیش.

حتی مذاکره‌ای هم رد و بدل نشد در رابطه با اینکه دوباره کار شروع می‌شود یا نه؟

گفتم که، ماجرای دخترم روی بعضی از این دوستان تاثیر گذاشت و حساسیت‌هایشان را برانگیخت. ولی الان دیگر از آن قضیه خیلی وقت است که می‌گذرد و نمی‌دانم چرا الان اجازه کار به ما داده نمی‌شود.

و شما در آن سریال به غیر از کارگردان چه نقش دیگری داشتید؟

من نویسنده، کارگردان و بازیگر آن سریال بودم.

اولین مصاحبه با شقایق فراهانی بعد از خروج گلشیفته از ایران

شهریور ۱۴م, ۱۳۸۹

شقایق فراهانی را همه می شناسیم و فکر می کنم مقدمه نوشتن در مورد او کار بیهوده ای است،آنچه در زیر می خوانید اولین مصاحبه شقایق فراهانی بعد از مهاجرت گلشیفته به خارج از کشور است:




در ابتدا بیوگرافی مختصری از خودتون بفرمایید.

شقایق فراهانی متولد ۱۳۵۱ و دانشجوی رشته نقاشی،به خاطر داشتن پدر و مادری بازیگر علاقه مند به کار بازیگری شدم و از سنین کودکی صحنه تاتر را تجربه کردم و همیشه عشق خودم را در بازیگری دیدم و در نهایت سال ۷۲ با یک سریال تلویزیونی کار تصویر را شروع کردم و کار سینمایی ام را هم با یک نقش کوتاه در فیلم”لیلا” ساخته داریوش مهرجویی شروع کردم

ادامه نوشتهاولین مصاحبه با شقایق فراهانی بعد از خروج گلشیفته از ایران