برچسب‌های نوشته ‘هاليوود’

ژان لوک گدار : حوصله پرواز به آمریکا ندارم

آبان ۲۸م, ۱۳۸۹

ژان لوک گدار، کارگردان با سابقه فرانسوی بالاخره آب پاکی را روی دستان برگزارکنندگان اسکار ریخت و اعلام کرد که برای دریافت جایزه خود به آمریکا سفر نمی‌کند.

ژان لوک گدار

به گزارش هالیوود ریپورتر، گدار درباره عدم تمایل نسبت به دریافت جایزه اسکار گفت: روادید ورود به خاک آمریکا را ندارم و قصد درخواست روادید هم ندارم، ضمن آن‌که حوصله پرواز طولانی تا آمریکا را هم ندارم.

وی افزود: از خودم می‌پرسم اعضای آکادمی اسکار کدامیک از فیلم ‌های من را دیده‌اند؟ آیا تاکنون نام فیلم‌های من به گوششان خورده است؟ نام مراسم غیررسمی اهدای اسکار افتخاری را جوایز دولتی نهاده‌اند. آیا معنی‌اش آن است که مثلا آرنولد شوارتزنگر، فرماندار کالیفرنیا این جایزه را به من می‌دهد؟

گدار ادامه داد: اگر آکادمی اسکار می‌خواهد این جایزه را به من بدهد، بگذار این کار را بکند. اما به نظرم این کار غریبی است.

قرار است در مراسم غیررسمی اهدای جوایز اسکار افتخاری امسال لین لیتمن، مستندساز آمریکایی درباره زندگی و آثار گدار سخنرانی کند.

لیتمن دراین‌باره گفت: گدار در طول دوران کاری خود به فیلمسازی صاحب سبک و متفاوت بدل شده و این نکته جای بحث ندارد. اما او هرگز دچار تعصب کور و متحجرانه نسبت به کار خود نشد. این نکته‌ای است که باعث شده اسکار افتخاری برازنده این فیلمساز باشد.

آکادمی اسکار ترتیبی اتخاذ کرده تا مجسمه طلایی در اقامتگاه گدار در سوئیس به او تحویل داده شود.

جورج کلونی برای بازی در فیلم جدید سودربرگ وارد مذاکره شد

آبان ۲۸م, ۱۳۸۹

جورج کلونی

جورج کلونی بازیگر مطرح و برجسته سینمای هالیوود برای بازی در جدیدترین اثر استیون سودربرگ به نام “مردی از یو ان سی ال ای” با مسئولان سازنده این فیلم سینمایی وارد مذاکره شد.

به گزارش سینما پرس، جورج کلونی، بازیگر فیلم های “سیزده یار اوشن” (Ocean`s Eleven) و “پا در هوا” (Up in the Air) و “شب بخیر و موفق باشید” (Good Night, and Good Luck) به تازگی اعلام کرده است که برای بازی در جدیدترین اثر استیون سودربرگ به نام “مردی از یو ان سی ال ای” (Man From U.N.C.L.E) با مسئولان سازنده این فیلم سینمایی وارد مذاکره شد.
بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی رویترز، “مردی از یو ان سی ال ای” براساس مجموعه تلویزیونی معروف و محبوبی ساخته می شود که از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ میلادی در شبکه تلویزیونی “ان بی سی” (NBC) پخش می شده است و اسکات زی یرنز که پیش از این نیز فیلم نامه “مخبر” را نوشته است، نوشتن فیلم نامه این فیلم سینمایی را برعهده دارد.
“یو ان سی ال ای” (United Network Command for Law and Enforcement) نام آژانس مرموز و مخفیانه ای است که طی دوران جنگ سرد نیروهای آمریکایی برای از پای درآوردن روسی ها در آنجا عملیات ضد جاسوسی انجام می داده اند.
همچنین بنابر اظهارات مسئولان سازنده این فیلم اکشن جورج کلونی در این فیلم سینمایی نقش ماموری به نام “ناپلئون سولو” را بازی می کند.
سودربرگ اکنون با حضور بازیگران معروفی مانند مت دیمون، جود لاو و ماریون کوتیلارد در حال ساخت فیلم سینمایی “سرایت” (Contagion) است.
جورج کلونی نیز در آخرین پروژه خود در فیلم سینمایی “عید ماه مارس” (Ides of March) به عنوان بازیگر و کارگردان فعالیت می کند.
کلونی و سودربرگ پیش از این در فیلم های سینمایی مانند “یاران اوشن” و “آلمانی خوب” (The Good German) همکاری داشته اند.

حمله فرج الله سلحشور علیه سینما

آبان ۲۶م, ۱۳۸۹

کارگردان سریال یوسف پیامبر معتقد است؛ در شرایط فعلی، والله نبود این سینما بهتر است، کما اینکه ده‌ها کشور در دنیا، سینما ندارند و هیچ اتفاق خاصی هم برای آنان نیفتاده است.!!!

فرج الله سلحشور

سینمایی که نه ایمان مردم را بالا می‌برد و نه فساد را مقابله می‌کند و در آن خیری نیست، همان بهتر که نباشد.

فرج‌الله سلحشور در گفتگو با شبکه ایران تأکید کرد: «من برای کلیت سینما و افرادی که عمری را در این راه سپری کرده‌اند، نگرانم. می‌بینم که این بدنه با همه تجربه و سوابق با این انقلاب و اسلام و مردم همراه نیست. با این حال قطعا بدانید همانگونه که این انقلاب، گروهک‌ها را کنار گذاشت و توطئه‌ها و دسیسه‌ها را خنثی کرد، مطمئنا دسیسه سینما هم از بین خواهد رفت.»

تنها آن سینماگری که در خدمت مردم، خدا و اعتقاداتش باشد، می‌تواند سینما را نجات دهد
این کارگردان همچنین افزود: «من دسیسه سینما را کمتر از کودتای نوژه نمی‌دانم؛ چرا که در کودتای نوژه چند نفر آدم کشته شدند اما سینما میلیون‌ها انسان را از نظر اعتقادات، فرهنگ و سیره زندگی‌ و … از بین می‌برد. سینماگر ماهم هیچ سنخیتی با این مردم ندارد و راه خود را می‌رود و تنها به فکر پول و شهرت و… حرکت به سمت سینمای هالیوود است؛ این آرزوی بزرگ سینماگر ما محسوب می‌شود!»

او با اعلام اینکه “تنها آن سینماگری که در خدمت مردم، خدا و اعتقاداتش باشد، می‌تواند سینما را نجات دهد”، گفت: «امروزه کمتر این امر تحقق یافته، چرا که اگر توانستید سینماگری را پیدا کنید که هدفش خدمت به خدا و بنده‌اش باشد! واقعا انگشت‌شمارند تعداد این افراد. همین رویکرد نیز حتما سینما را نابود می‌کند.»

مگر ماهیت هالیوود عوض شده که از آنان درخواست کمک می‌کنید؟
کارگردان “یوسف پیامبر” همچنین در اشاره به اقدام چندی پیش برخی مبنی بر حرکت به سمت سینمای هالیوود تأکید کرد: «مگر هالیوود در قبال ما جز ضربه زدن چیز دیگری را در ذهن دارد؟ آیا آمریکا، اسکار، هالیوود و… اکنون دلسوز جمهوری اسلامی شده‌اند؟ آیا ماهیت این عوامل عوض شده که از آنان درخواست کمک می‌کنید؟»

خانه سینما مرکز توطئه علیه انقلاب و دولت است
او در این راستا با اشاره به فعالیت‌های “خانه سینما” گفت: «این تشکل امروز به عنوان مرکز توطئه شناخته می‌شود و نه هدایتگر سینما. بر همین اساس نیز تنها به دنبال توطئه و مبارزه با انقلاب و دولت است. همچنین به سمتی می‌رود که در نهایت، سینماگر را به جای آنکه خدمتگزار به مردم معرفی کند، او را به سمت ضربه زدن به مملکت سوق می‌دهد.»

به گفته سلحشور “خانه سینما” یک جریان است که از جای دیگری هدایت می‌شود؛ چراکه او اعتقاد داشت: «همین روسای سینما حتی به ملاقلات با هالیوودی‌ها که بر علیه ما فیلم ساختند نیز رفتند. حتی بی‌پروا اعلام کردند که می‌خواهیم از سینمای هالیوود، آموزش فیلمسازی یاد بگیریم!»

همان بهتر که سینمایی نباشد
سلحشور در عین حال با اشاره به استفاده نامناسب از عرصه‌ای چون سینما، گفت: «در شرایط فعلی، والله نبود این سینما بهتر است، کما اینکه ده‌ها کشور در دنیا، سینما ندارند و هیچ اتفاق خاصی هم برای آنان نیفتاده است. علاوه براین مگر انقلاب ما را سینما به پا کرد؟ آیا اسلام را سینما ترویج می‌کند؟ آیا بداخلاقی‌ها و فساد را سینما اصلاح می‌کند؟ پس سینمایی که نه ایمان مردم را بالا می‌برد و نه فساد را مقابله می‌کند و در آن خیری نیست، همان بهتر که نباشد.»

او در این راستا ضمن تأکید بر تعیین راه‌حل از سوی مسئولین، این مشکل را به سینماگرها نیز مربوط دانست که باید ارزش‌گرا و صالح باشند تا بتواند بر اساس اعتقادات خود، فیلم مردمی و مذهبی بسازد.

بازگشت بچه های جاسوس!

آبان ۲۰م, ۱۳۸۹

بچه های جاسوس

رابرت رودریگوئز قصد کرده از دنیای خون و خونریزی چند فیلم اخیری که کار کرده, از جمله غارتگران, کمی فاصله بگیرید و پروژه ای به اصطلاح لطیف تر انتخاب کند. به همین خاطر او قصد دارد به زودی قسمت چهارم سری فیلم های محبوب بچه های جاسوس را جلوی دوربین ببرد…

البته کارگردان و تهیه کننده پرکار هالیوود گفته که می خواهد یک خانه تکانی حسابی انجام دهد. محض نمونه چون ستارگان اصلی سه فیلم قبلی, یعنی الکس وگا و داریل سابارا دیگر بچه نیستند, نقش های آنها به حاشیه می رود و قرار است نقش اول را جسیکا آلبا – یکی از هنرپیشه های محبوب رودریگوئز – بازی کند.
آلبا در فیلم نقش نقش جاسوس بازنشسته را بازی می کند که بعد از اینکه تصمیم گرفته سرش به زندگی و خانواده اش گرم باشد, مجبور می شود دوباره در هیبت جاسوسی بزن بهادر ظاهر شود و با شخصیت منفی فیلم که نامش تایم کیپر (نگهدارنده ی زمان) است مبارزه کند. به احتمال قوی نقش شخصیت منفی هم این باشد که زمان را متوقف کند.
کار فیلمبرداری به صورت سه بعدی با بودجه ناچیز ۳۰ میلیون دلاری در ایالت تگزاس در حال پیگیری است و تا به امروز عنوان بچه های جاسوس ۴: تمام وقت دنیا برای آن انتخاب شده است. قرار است وگا و سابارا نقش کوتاه در فیلم داشته باشند و آنتونیو باندراس هم حضوری افتخاری در فیلم خواهد داشت.

«رابرت دنیرو» جایزه یک عمر دستاورد سینمایی را از جوایز گلدن گلوب دریافت خواهد کرد.

آبان ۱۹م, ۱۳۸۹

«رابرت دنیرو»، بازیگر نام‌دار سینمای آمریکا جایزه یک عمر دستاورد سینمایی را از جوایز گلدن گلوب دریافت خواهد کرد.

رابرت دنیرو

به گزارش سایت سینمایی یک نما، برگزارکنندگان جوایز فیلم گلدن گلوب روز گذشته اعلام کردند، «رابرت دنیرو»، بازیگر صاحب‌نام سینمای جهان به‌ پاس چهار دهه حضور چشم‌گیر در عرصه سینما جایزه یک عمر دستاورد هنری را دریافت خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دنیرو ۷۰ ساله روز ۱۶ ژانویه سال آینده طی مراسم ویژه‌ای در بورلی هیلز جایزه یادبود “سسیل دمیل” را دریافت می‌کند.

پیش از وی چهره‌های سرشناسی چون «آل پاچینو»، «استیون اسپیلبرگ» و «آنتونی هاپکینز» این جایزه را دریافت کرده بودند.

رابرت دنیرو» متولد ۱۷ اوت ۱۹۴۳ در نیویورک، از پدر و مادری هنرمند با نژاد ایتالیایی است. وی یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین بازیگران تاریخ سینمای جهان است که معمولا در نقش‌های دشوار و سخت ظاهر می‌شود و روش بازیگری خاص خود را دارد.

دنیرو سابقه طولانی در بازی در فیلم‌های «مارتین اسکورسیزی» دارد و در سال ۲۰۰۸ جایزه‌ی «دوربین طلایی» برلین را به‌پاس یک عمر حضور جاودانه در سینمای جهان از دستان «اسکورسیزی» دریافت کرد.

وی برای اولین‌بار در سال ۱۹۶۳ در سن ۲۰ سالگی با فیلم «جشن عروسی» به کارگردانی «برایان دی پالما» وارد دنیای سینما شد.

وی که بیشتر سال‌های دهه ۶۰ را در کارگاه‌های تئاتر گذراند، در سال ۱۹۶۵ در فیلم فرانسوی «سه اتاق در منهتن» بازی کرد و در دومین همکاری‌اش با «دی‌پالما» در سال ۱۹۶۸ در فیلم «تبریکات» حضور یافت و در سال ۱۹۷۰ در فیلم «سلام مادر» را بازی کرد.

دنیرو در سال ۱۹۷۳ با بازی در نقش یک بازیکن بیسبال درحال مرگ در فیلم «طبل را آهسته بزن»، توجه اهالی سینما را به خود جلب کرد و در همان سال اولین همکاری او با «اسکورسیزی» با فیلم «خیابان‌های پایین شهر» رقم خورد که بسیار خوش درخشید.

وی یک سال بعد نقش ماندگار «ویتو کورلئونه» را در فیلم «پدرخوانده ۲» به کارگردانی «فرانسیس فورد کوپولا» بازی کرد و اولین جایزه اسکار نقش مکمل را به‌دست آورد، هرچند در مراسم دریافت جوایز حضور نیافت و «کوپولا» از طرف او این جایزه را گرفت.

«دنیرو» اولین بازیگر سینما نام گرفت که با فیلمی که اکثرا دیالوگ‌های غیرانگلیسی داشت، موفق به کسب اسکار می‌شد. او به‌همراه «مارلون براندو» که نقش «دون ویتو پیر» را در «پدرخوانده» بازی کرد، تنها بازیگران سینما هستند که برای بازی در نقش یک شخصیت، جایزه اسکار گرفته‌اند.

پس از فیلم «خیابان‌های پایین‌شهر»، «دنیرو» همکاری‌اش را با «اسکورسیزی» در فیلم‌های موفقی چون «راننده تاکسی» (۱۹۷۶)، «نیویورک،نیویورک»(۱۹۷۷)، «گاو خشمگین»(۱۹۸۰)، «سلطان کمدی»(۱۹۸۳)، «رفقای خوب»(۱۹۹۰)، «تنگه وحشت» (۱۹۹۱) و «کازینو» (۱۹۹۵) ادامه داد.

«دنیرو» بزرگ‌ترین افتخارات سینمایی‌اش را مرهون بازی در فیلم‌های «اسکورسیزی» است. وی برای فیلم «راننده تاکسی» نامزد اسکار شد و دومین جایزه اسکار خود را با فیلم «گاو خشمگین» به‌دست آورد و در سال ۱۹۹۲ با فیلم «تنگه وحشت» برای ششمین‌بار نامزدی اسکار را تجربه کرد.

وی به‌خاطر تعهدی که به نقش‌هایش داشت، در فیلم‌ها تن به هر مشقتی می‌داد. برای فیلم «گاو خشمگین» ۲۷ کیلو به وزن خود اضافه کرد، برای «تنگه وحشت» با ارتودنسی دندان‌هایش را به‌هم ریخت، در «پدرخوانده ۲» سه ماه در منطقه جنایت‌آمیز سیسیل ایتالیا زندگی کرد و برای «نیویورک، نیویورک» نواختن ساکسوفون را به‌سختی آموخت.

در اواسط دهه ۸۰ بود که «دنیرو» برای تکراری نشدن نقش‌های منفی به‌عنوان اراذل و اوباش، به فیلم‌های کمدی رو آورد که از سرشناس‌ترین آن‌ها می‌توان به «برزیل» (۱۹۸۵)، «گریز نیمه‌شب»(۱۹۸۸)، «این را تحلیل کن»(۱۹۹۹)، «ملاقات با والدین» (۲۰۰۰) و «ملاقات با فاکرها»(۲۰۰۴) اشاره کرد.

دنیرو در بسیاری از ژانرهای سینمایی نقش‌آفرینی داشته است؛ برای مثال در سینمای وحشت آثاری چون «فرانکشتاین» (۱۹۹۴) و «موهبت الهی»(۲۰۰۴) را دارد، در سینمای کمدی شاهکاری چون «سلطان کمدی» را دارد که نقش مقابل «جری لوئیس»، کمدین بزرگ تاریخ سینما را بازی کرد، در ژانر ورزشی در فیلم ماندگار «گاو خشمگین» بازی کرد که به عقیده برخی منتقدین بهترین فیلم ورزشی تاریخ سینما است و در ژانر گنگستری هم فیلم «رفقای خوب» و «تسخیرناپذیران» را بازی کرده است.

رابرت دنیرو ۶۷ ساله تاکنون در ۸۰ فیلم سینمایی بازی کرده و افتخارات فراوانی به دست آورده است. وی در سال ۱۹۸۱ برای فیلم «گاو خشمگین» بهترین بازیگر مرد جوایز گلدن گلوب شد، در سال ۱۹۹۳ شیر طلای افتخاری جشنواره ونیز را گرفت، در سال ۲۰۰۰ جایزه یک عمر دستاورد سینمایی سن‌سباستین را گرفت و در سال ۲۰۰۸ جایزه مشارکت چشم‌گیر در صنعت سینما را از کارلووی‌واری دریافت کرد.

دنیرو در سال ۱۹۹۳ وارد دنیای کارگردانی شد و اولین تجربه فیلمسازی‌اش را با «یک داستان برانکسی» به‌دست آورد. دومین فیلم او در سال ۲۰۰۶ با نام «چوپان خوب» بود که «آنجلینا جولی» و «مت دیمون» در آن ایفای نقش داشتند.

برای ۳۶ سالگی «لئوناردو دی‌کاپریو»

آبان ۱۹م, ۱۳۸۹

فردا (پنج‌شنبه) سی‌وششمین سال‌روز تولد «لئوناردو دی‌کاپریو»، بازیگر سرشناس سینمای آمریکاست.

لئوناردو دی کاپریو

«لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو» روز ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در شهر هالیوود در ایالت کالیفرنیا متولد شد.

پدرش «جورج دی کاپریو» نویسنده کتاب‌های طنز بود و نام او توسط مادرش و به‌خاطر نام «لئوناردو داوینچی» بر او گذاشته شد.

مادر و پدر «دی کاپریو» هنگامی که وی تنها یک سال داشت از یکدیگر جدا شدند و او همراه مادرش در محله فقیرنشینی که به زاغه‌های هالیوود معروف بود، زندگی کرد و بزرگ شد.

«دی کاپریو» بازیگری را در پنج سالگی با بازی در مجموعه تلویزیونی «رامپر روم» آغاز کرد، اما به‌علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمیم گرفت تا تحصیلات‌اش را به‌طور جدی آغاز کند.

در ابتدای دوران بازیگری مدیر برنامه‌هایش به او توصیه کرد که نام «لئوناردو» غیرانگلیسی و خارجی است و بهتر است نام‌اش را به «لنی ویلیامز» تغییر دهد، اما دی‌کاپریو نپذیرفت و با بازی در فیلم «زندگی بچه» در سال ۱۹۹۳ وارد دنیای سینما شد و در نقش “توبی” در این فیلم خوش درخشید.

وی در همان سال با بازی درخشان در نقش یک معلول ذهنی در فیلم «گیلبرت گرپ چه می‌خورد؟» در کنار «جانی دپ» قرار گرفت که نامزدی جایزه اسکار را در سن ۱۹ سالگی برای وی به‌همراه آورد.

«دی کاپریو» در سال ۱۹۹۶ در نقش “رومئو” در نسخه جدید فیلم «رومئو و ژولیت» بازی کرد که خرس نقره‌ای بهترین بازیگر جشنواره برلین را برای او به‌همراه آورد، اما اوج موفقیت و نقطه درخشان کارنامه سینمایی‌ او بازی در فیلم

«تایتانیک» (۱۹۹۷) بود که او را تبدیل به فوق ‌ستاره‌ هالیوود کرد.

«تایتانیک» به کارگردانی «جیمز کامرون» نامزد ۱۱ جایزه اسکار بود که رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان را تا سال گذشته در اختیار داشت.

پس از موفقیت چشم‌گیر فیلم «تایتانیک»، او در فیلم «شهرت» وودی آلن بازی کرد و در ادامه نقش‌آفرینی ضعیفی در فیلم «ساحل» داشت که نه از نگاه منتقدان و نه از نظر تماشگران راضی کننده بود و با شکست تجاری شدیدی نیز مواجه شد.

در سال ۲۰۰۲ «دی‌کاپریو» خود را از دنیای پر زرق و برق هالیوود و عکس‌های کلیشه‌ای مجلات دور کرد و تمرکزش را بر دو فیلم موفق «اگر می‌تونی منو بگیر» به کارگردانی «استیون اسپیلبرگ» و «دار و دسته نیویورکی» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» قرار داد که هر دو فیلم مورد توجه منتقدین قرار گرفتند.

این بازیگر ۳۶ ساله پس از آن در فیلم موفق «هوانورد» مارتین اسکورسیزی که بر اساس زندگی واقعی «هاوارد هیوز»، تاجر معروف آمریکایی ساخته شده بود بازی کرد و برای دومین بار نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

«دی کاپرو» در سال ۲۰۰۵ در سومین همکاری خود با اسکورسیزی در فیلم «مردگان» در کنار بازیگران نام‌داری چون «جک نیکلسون»، «آلک بالدوین» و «مت دمون» حضور یافت.

«دی کاپریو» خارج از دنیای هالیوود، فعالیت‌های زیادی را برای حفظ منابع طبیعی انجام می‌دهد و هزینه بخشی از کمک‌های بیمارستان لس‌آنجلس که ویژه کودکان سرطانی است را برعهده دارد.

از آخرین نقش‌آفرینی‌های او می‌توان به فیلم‌های «جزیره شاتر» مارتین اسکورسیزی، «آغاز» کریستوفر نولان، «یک مشت دروغ» ریدلی اسکات، «الماس خونین» (سومین نامزدی جایزه اسکار) و «جاده انقلابی» اشاره کرد.

وی سال گذشته در مراسم اکران فیلم «جزیره شاتر» در جشنواره برلین این فیلم را سخت‌ترین نقش‌آفرینی دوران بازیگری‌اش دانست و در تعریف از اسکورسیزی گفت: «واقعا دیوانگی است که بازیگری فرصت همکاری با مارتین اسکورسیزی را از دست بدهد. امیدوارم بازهم بتوانم در فیلم‌های بعدی با او همکاری کنم. او احساس عشق به سینما دارد و این حس را در لوکیشن به بازیگران القا می‌کند.»

درباره فیلم “بگذار وارد شوم” در دام خون ‌آشام کوچک

آبان ۱۵م, ۱۳۸۹

سال ۲۰۰۸ در سینمای سوئد یک فیلم موفق به نام بگذار خوبش وارد شود به کارگردانی توماس آلفردسن براساس رمانی از جان اجواید لینکویست که‌ سال ۲۰۰۴ نوشته بود، ساخته شد که در مورد خون آشام‌ها بود.

این فیلم به خاطر پرداختن به یک خون آشام کم سن و سال مخاطبان زیادی به دست آورد. از اوایل امسال مت ریوس کارگردان آمریکایی بازسازی این فیلم را آغاز کرد. هنگامی که مت ریوس تصمیم به این کار گرفت، منتقدان آمریکایی بشدت از این تصمیم استقبال کردند.

آنها اعلام کردند که این فیلم برای سینمای هالیوود اتفاق خوشایندی خواهد بود. آنها حتی مت ریوس را بهترین آدم برای این بازسازی قلمداد کردند. البته این اولین باری نبود که یک فیلم از کشورهای اسکاندیناوی در آمریکا بازسازی می‌شد، چراکه چند سال قبل نیز کریستوفر نولان با ساخت مجدد فیلم بی‌خوابی از سینمای نروژ این کار را انجام داده بود.

ارتقای ژانر وحشت

از آنجا که داستان این ۲ فیلم دارای ظرافت‌های قابل‌ملاحظه‌ای است و دست به ابتکارات ویژه‌ای درگونه سینمای خون آشام‌ها زده است، منتقدان بر این باورند که هم بگذار خوبش وارد شود و هم بگذار وارد شوم باعث ارتقای ژانر وحشت شده‌اند. داستان فیلم درباره یک پسر بچه ۱۲ ساله به نام اوون(کدی اسمیت) است که با مادر مطلقه خود زندگی می‌کند. او دوست دختری به نام آبی(کلو گرس مورتز) می‌شود که همسن خودش به نظر می‌رسد، اما خیلی زود پی می‌برد که او یک خون آشام است و به همین دلیل مخفیانه زندگی می‌کند. در همین حین است که قتل‌های پی در پی در آن ناحیه گزارش می‌شود و اوون به یک نفر مظنون می‌شود.

داستان بی‌نقص

بازسازی بگذار خوبش وارد شود را ۲ کمپانی هامر و اورتور به عهده گرفته‌اند و نویسندگی و کارگردانی آن را به ریوس سپرده‌اند. امتیاز این فیلم وقتی خریداری شد که در ماه می ‌سال ۲۰۰۸ برنده بهترین فیلم در یکی از شاخه‌های جشنواره تریبیکا شد. این فیلم در آگوست همان سال هم در جشنواره فانتازتیک فست برگزیده مخاطبان در گونه سینمای وحشت شد.

مت ریوس درباره نسخه سوئدی فیلم می‌گوید: من خیلی زود مجذوب فیلم و رمان آن شدم. هر دوی آنها بی‌نظیر هستند. آنها نه تنها ترسناک‌ بلکه دارای حوادثی باور نکردنی هستند. از این که این فیلم را بازسازی می‌کردم بشدت هیجان‌زده بودم. اطمینان دارم کسانی که نسخه سوئدی را دیده‌اند، پس از دیدن کار من خواهند گفت که شخصیت‌ها اصلا تغییر نکرده‌اند و دسته‌ای دیگر خواهند گفت که آنها کاملا تغییر کرده‌اند. به گفته وی وضعیت دشوار شخصیت ۱۲ ساله فیلم یکی از نقاط درخشان متن و به طبع آن نقطه‌ای غیرقابل تکرار در سینماست.

بازی‌های خوب

بازی بازیگران بگذار وارد شوم به طرز هنرمندانه‌ای طبیعی به نظر می‌رسند. کدی اسمیت، ریچارد جن کینز‌
به ترتیب در نقش اوون و آبی باوجود سن و سال کمشان، کاملا ملموس بازی کرده‌اند. به طوری که هر آدمی در سن و سال آنها بسادگی می‌تواند با آنها همذات‌پنداری کند.

به هر حال تصور این که انسانی با آن سن و سال می‌تواند در چنان موقعیتی قرار بگیرد برای هر بیننده‌ای سخت و تکان‌دهنده است. از سوی دیگر‌ باید به کار دشوار بازیگردانی توجه شود. به باور مت ریوس، اگر راهنمایی‌های استیون اسپیلبرگ نبود، هرگز بازیگران در ایفای نقش‌هایی اینچنین دشوار، موفقیتی ‌ چنین خیره‌کننده به دست نمی‌آوردند. او قبل از این‌که کار با بازیگران را آغاز کند، از اسپیلبرگ درخواست کمک می‌کند و او نصایح راهگشایی برای کار ارائه می‌دهد.

از سوئد تا آمریکا

مایکل سولیوان، منتقد سینمایی روزنامه واشنگتن پست، در نقدی با عنوان گمشده در ترجمه در مورد بگذار وارد شوم، نوشته است: برخی از عناصر روایی داستان در ترجمه این فیلم از زبان سوئدی به انگلیسی گم شده‌اند.

وی عقیده دارد‌ باوجودی که مت ریوس به‌طور کامل سعی کرده است‌ به نسخه اصلی وفادار بماند‌ و این کار را با بازسازی پلان به پلان و ترجمه جمله به جمله نسخه سوئدی انجام داده است، با این حال‌ باز هم نتیجه اثر دوم همانی نیست که از نسخه سوئدی قابل دریافت است.

منتقد روزنامه واشنگتن پست بر این باور است که با وجود این که نسخه آمریکایی تا حد قابل ستایشی قواعد ژانر وحشت را رعایت کرده است، اما در برخی از موارد از جمله القاء و انتقال حس وحشت به مخاطب از نسخه اصلی تبعیت نکرده است. وی می‌نویسد: در حالی که نسخه آمریکایی صرفا در مورد انتقام خون آشام است، نسخه سوئدی به چیزهایی فراتر از انتقام پرداخته است.

ظرافت کار مت ریوس در بگذار وارد شوم، در نشان دادن خشونت نیست؛ در حالی که توماس آلفردسون در بگذار خوبش وارد شود به خشونت پرداخته و در این کار ظرفیت قابل ملاحظه‌ای نشان داده است و در مواقعی به واسطه همین خشونت تماشاگر را می‌ترساند.

سولیوان می‌افزاید: به نظر می‌رسد که کارگردان آمریکایی با نپرداختن به خشونت‌ خواسته است که فیلمش مناسب هالیوود در ژانر وحشت باشد؛ چرا که هالیوودی‌ها در این ژانر کمتر از خشونت استفاده می‌کنند. برهمین اساس است که شخصیت‌ها فوق‌العاده بی‌رحم و هولناک هستند و گفت‌وگویشان ترسناک است، اما خشن نیستند. به عنوان مثال، آبی، درنده خویی وحشتناکی دارد، اما خشن نیست. در حالی که در نسخه سوئدی این درنده خویی با خشونت توام است.

اولین پوستر فیلم “سگ آبی” منتشر شد

آبان ۱۵م, ۱۳۸۹

سگ آبی

فیلم” سگ آبی” (The Beaver) سومین فیلمی ست که جودی فاستر کارگردانی کرده و مل گیبسون در این فیلم نقش مردی را بازی می‌کند که زیر فشار زندگی مایوس و افسرده شده و دنبال راه حلی برای خروج از این شرایط سخت می‌گردد که به او پیشنهاد نامتعارفی می‌شود: عروسک‌گردانی یک سگ آبی عروسکی. او این کار را برای بیان احساسات خود و فرار از شرایط سخت زندگی انتخاب می‌کند…

فوستر این کمدی سیاه را بر اساس فیلمنامه‌ای از کیلن ساخته، فیلمنامه‌ای که چندین سال گذشته خیلی‌ها تمایل به ساختنش داشتند که انجام نشد.

باید منتظر بمانیم و ببینیم که چه وقتی فضای حاشیه‌ای ایجاد شده دست از سر فیلم و مل گیبسون برمی‌دارد تا فیلم اکران شود.

آبراهام لینکلن: شکارچی خون‌آشام

آبان ۱۴م, ۱۳۸۹

پیش‌تولید فیلم «آبراهام لینکلن:شکارچی خون‌آشام» جدیدترین ساخته تیمور بکمامبتوف فیلمساز قزاقستانی آغاز شد و این فیلم روز ۲۲ ژوئن ۲۰۱۲ اکران خواهد شد.

آبراهام لینکلن

این فیلم که به طریق سه‌بعدی ساخته خوهد شد اقتباسی است از رمانی به همین نام نوشته سث گراهام اسمیت، که خود در نگارش فیلمنامه نیز دست داشته است.

بودجه فیلم ۶۹ میلیون دلار پیش‌بینی شده و تیم برتون، جیم لملی و خود بکمامبتوف تهیه‌کنندگی این فیلم را بر عهده گرفته‌اند. در این فیلم آبراهام لینکلن رئیس‌جمهور آمریکا در اواخر قرن نوزدهم شخصا به مقابله با موجوداتی خون‌آشام می‌رود.

تیمور بکمامبتوف که بعد از ساخت دو فیلم موفق، «نگهابان شب» و «نگهبان روز» عازم هالیوود شد قبل از این هم فیلم تعقیب با بازی آنجلینا جولی و جیمز مک‌آوی را ساخته بود.

پیس از این گفته می‌شد که خود برتون قرار است فیلم را کارگردانی کند، اما حالا او تنها به عنوان تهیه‌کننده در این فیلم حضور خواهد داشت و بکمامبتوف بعد از کارگردانی فیلم «تعقیب ۲» سراغ ساخت این فیلم خواهد رفت.

برد پیت به پروژه سینمایی کمدی جنایی «تجارت کوگان» پیوست

آبان ۱۴م, ۱۳۸۹

به گزارش سایت سینمایی یک نما به نقل از هالیوود ریپورتر، برد پیت به پروژه سینمایی کمدی جنایی «تجارت کوگان» پیوست. اندرو دومنیک کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد و پیت یکی از تهیه‌کنندگان آن نیز هست.

براد پیت

برد پیت در این فیلم نقش جکی کوگان، رئیس یک دارودسته تبهکار را بر عهده دارد و از دیگر بازیگرانی که احتمالا با این پروژه سینمایی همکاری خواهند کرد، می‌توان به “مارک روفالو” و “خاویر باردوم”، “سام راکول” و “کیسی افلک” اشاره کرد.

این دومین همکاری برد پیت با اندرو دومنیک بعد از فیلم درخشان کشتن جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل است .

از پروژه‌های آینده پیت میتوان به فیلم Moneyball به کارگردانی استیون سودربرگ و اکشن علمی تخیلی World War Z به کارگردانی مارک فورستر اشاره کرد.

پیت همچنین به عنوان صدا پیشه در انیمیشن Happy Feet 2 in 3D هم حضور خواهد داشت.

علاوه بر این پیت فیلم «درخت زندگی» به کارگردانی ترنس مالیک را آماده اکران دارد که در آن با شان پن هم‌بازی است.

انیمیشن Megamind هم که پیت در آن به جای شخصیت مترو‌من صحبت کرده است تا چند هفته دیگر اکران خواهد شد.