وودی آلن دسامبر امسال ۷۵ساله میشوداما انرژی فراوانی که در فیلمسازی دارد، به طوری که در ۳۰ سال گذشته تقریبا هر سال یک فیلم به عالم سینما هدیه کرده است، اصلا نشانی از سن و سالش را ندارد. این همه پرکاری و تلاش مردانی که حتی نصف سن او را هم دارند، میترساند. آلن اخیرا برای نمایش آخرین فیلمش «با یک غریبه قدبلند سبزه ملاقات خواهی کرد» در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو حضور یافت.

او در این جشنواره درباره فیلمسازیاش صحبت کرد: «راستش اصلا حس نمیکنم که مثلا دارم سرعتم را در فیلم ساختن حفظ میکنم. یک سال زمان خیلی زیادی است. نوشتن فیلمنامه فقط چند ماه طول میکشد و اگر فیلمنامهام را بنویسم، از آنجا که بودجه زیادی صرف فیلمهای نمیشود، فیلمبرداری تنها ۸ یا ۹ هفته طول میکشد. وقتی شما مشتاق و به نوعی حریص فیلم ساختن باشید، همه چیز خیلی سریع پیش میرود. تازه بعدش هم کلی وقت اضافه دارم که همراه با گروه موسیقی جازم، آهنگ بنویسم و با هم ساز بزنیم و به مسابقات ورزشی بروم. فیلم ببینم و با بچههایم بازی کنم. واقعا کار سختی نیست.»
این حرفهای آلن باعث میشود در کمال احترام از او بپرسیم که اگر وقت بیشتری صرف فیلمهایش میکرد، باعث نمی شد که احتمالا فیلمهای بهتری بسازد؟این را با توجه به نقدهای نه چندان مثبتی میگوییم که بر فیلمهای اخیرش مانند «ویکی کریستینا بارسلونا»(۲۰۰۸) و «امتیاز نهایی»(۲۰۰۵) نوشته شده است. اما آلن جواب میدهد: «آنها بهتر نمیشدند. البته که خودم به این موضوع فکر کردهام اما معتقدم که فیلمهای بهتری نمیشدند. وقتی من زمان دارم تا کاری را انجام بدهم، خروجیاش بهتر از این نخواهد شد. هیچ معیار و رابطهای بین وقتی که برای یک کار صرف میشود و نتیجه آن کار وجود ندارد. همه چیز واقعا بیشتر مربوط به شانس و ایده خوب است. اگر شما ایده خوبی داشته باشید، به سرعت میتوانید آن را اجرا کنید. مثلا کافمن و هارت فیلمنامه «نمی توانی آن را با خودت ببری»(فرانک کاپرا-۱۹۳۹) را در دو هفته نوشتند.»
«با یک غریبه قدبلند سبزه ملاقات خواهی کرد» در لندن اتفاق میافتاد. داستان زنی که بعد از اینکه همسرش بخاطر ازدواج با یک دختر جوان ترکش کرده، به روانپزشک مراجعه میکند. دختر زن(با بازی نائومی واتس) به این علاقه جدید مادرش به دیده تمسخر نگاه میکند. خود او هم با همسر نویسندهاش(با بازی جاش برولین) دچار مشکلاتی است. این فیلم را به نوعی میتوان تلفیقی از همه تعارضهایی دانست که موتور حرکت فیلمهای قبلی وودی آلن بودند. موضوعاتی چون عشق، مرگ و یک جور نارضایتی همیشگی. اما اگر از آلن بپرسید که از آخرین اثرش رضایت دارد یا نه با جواب پیچیدهای مواجه میشوید: «همیشه با این فکر شروع میکنم که قرار است بزرگترین فیلم تاریخ سینما را بسازم. و همیشه وقتی کار به پایان میرسد، از آن متنفر میشوم. این یک روند خیلی ناخودآگاه است. وقتی فیلم را شروع میکردم نمیدانستم که قرار است اینطوری پیش برود. مثلا وقتی فیلم «پول را بردار و فرار کن» را میساختم، فکر میکردم که این بامزهترین کمدی میشود که در تاریخ سینما ساخته شده. واقعا هم از کار روی آن فیلم لذت میبردم تا اینکه فیلم تمام شد و وقتی آن را کامل نشستم و دیدم با خودم گفتم: «خدای من، این شرمآور است.». یک چنین اتفاقی با یک سری استثنائات سر فیلم «امتیاز نهایی» و هر فیلم دیگری هم که تاکنون ساختهام، برای من افتاده است.»
آلن شیوه مخصوص خودش را در کار با بازیگران دارد. او ترجیح میدهد که در رابطه با بازیگرانش هیچ کاری انجام ندهد: «هیچ وقت سعی نمیکنم که با آنها(بازیگران) حرف بزنم. دلیلی برای این کار وجود ندارد. فرض که شما آنتونی هاپکینز را در فیلم دارید و خب من چه میتوانم به او بگویم؟ من آنها را برای فیلمم انتخاب کردهام تا راه خودشان را بروند. آنها قبل از من فیلمهای بزرگی ساختهاند و بعد از من هم فیلمهای بزرگ دیگر میسازند و من نمیخواهم آنها را گیج و سردرگم کنم. فقط یکبار مجبور شدم با آنها حرف بزنم. آن هم وقتی بود که جاش آمد و به من گفت که یک ایده عالی دارد. میخواست نقشاش را روی ویلچر بازی کند. درنتیجه من مجبور شدم با او صحبت کنم و بگویم نه و همین هم باعث یک جروبحث کوتاه شد.»
نمیشود با قطعیت نظر داد که آینده برای وودی آلن چه چیزی به ارمغان خواهد آورد. مثلا با اینکه از سر فیلم «سوژه داغ» و سال ۲۰۰۶ تا حالا در هیچکدام از فیلمهایش بازی نکرده است اما با این حال اینکه در آینده دوباره بخواهد نقشی در فیلمهایش داشته باشد را غیرمحتمل نمیداند.
چیزی که مهم است این است که او همچنان با سعی و کوشش به فیلمسازی ادامه خواهد داد. دو روز پیش از این مصاحبه، آلن تدوین فیلم آیندهاش «نیمه شبی در پاریس» را که در فرانسه فیلمبرداری شده بود، به پایان رساند. (او مشتاق بود که زودتر از شر این شایعاتی که میگفتند او بخاطر کار کردن با بانوی اول فرانسه، کارلا برونی، در فیلمش به مشکل برخورده، خلاص شود.وودی آلن در این فیلم آخرش برای وی یک نقش مخصوص نوشته بود.) این یعنی تا چند روز دیگر او میتواند فیلم را کامل ببیند، تغییرات کوچکی را که لازم است در آن بدهد و بعد دوباره به روال زندگیاش بازگردد. خودش میگوید: «من برای مدتی استراحت میکنم. درست مثل اینکه در تعطیلات به سر میبرم. اما تا ابد طول نخواهد کشید. بعد اشتیاق به سراغم میآید و شروع میکنم به نوشتن فیلمنامه بعدیام.»