برچسب‌های نوشته ‘بهاره رهنما’

هر بلایی توانستند سر فیلمم آوردند;واکنش معترضانه افخمی نسبت به ارسال فرزند صبح به جشنواره

دی ۲۸م, ۱۳۸۹

بهروز افخمی در نامه‌ای به محمدمهدی عسگرپور درخواست کرد مقابل آنچه او سوء استفاده از نامش به عنوان کارگردان فیلم سینمایی «فرزند صبح» می‌داند، بایستد.

فرزند صبح

به گزارش خبرآنلاین، افخمی در نامه خود خطاب به مدیر عامل خانه سینما نوشته است: «در خبرها خواندم آقای محمدرضا شرف‌الدین فرم درخواست شرکت در جشنواره فیلم فجر را برای فیلم «فرزند صبح» پر کرده است. ایشان در ضمن وانمود کرده‌اند که دارند دنبال من می‌گردند، در حالی که می‌دانند اختراعی به نام تلفن از صد و اندی سال پیش به میان آمده و مردم به واسطه آن با هم حرف می‌زنند و می‌دانند من از حدود دو سال پیش از داخل و خارج کشور تلاش کردم با ایشان گفت‌وگو کنم و جلوی ضایع شدن زحمات خودم و گروهی از تواناترین هنرمندان ایران را بگیرم، اما موفق نشدم و ایشان حاضر به شنیدن صدای من نشد.»

این کارگردان در بخش دیگر نامه خود آورده است: «اکنون از پایان فیلمبرداری فیلم «فرزند صبح» بیش از سه سال می‌گذرد. در دو سال اول این سه سال، تهیه‌کننده به کلی ناپدید شده بود و دستمزد گروه سازنده را در ماه آخر فیلمبرداری هم پرداخت نکرده بود. در آن دو سال فیلم در دفتر کار من به وسیله سیف‌اله داد تدوین شد و سیف‌اله تا پایان کارش هیچ دستمزدی دریافت نکرد. هزینه‌های دفتری و کرایه میز تدوین هم پرداخت نشد، اما آقایان تهیه‌کننده که تا آن زمان ناپدید بودند بلافاصله بعد از خروج من از ایران مشغول تدوین مجدد، دوبلاژ، صداگذاری و ساخت موسیقی متن شدند و فیلمی را که می‌پسندیدند، ساختند.»

کارگردان فیلم‌های «عروس» و «شوکران» نوشته است: «من حضرت امام خمینی (ره) را عزیز می‌دارم و سال‌هاست که لاف چاکری او را می‌زنم به همین دلیل به هیچ صورت حاضر نیستم نام خود را پای فیلمی از شکل افتاده‌ای بگذارم که تهیه‌کنندگان روی ویرانه تصاویر ما ساخته‌اند. فیلم «فرزند صبح» فیلمی بود که بر بنیان صدا و سکوت و موسیقی طراحی شده و بنا بود تصاویر آن پایه ایجاد یک فضای صوتی و موسیقایی مخصوص و متناسب با داستان باشد. گذشته از این فیلمبرداری با تکنیک سوپر سی و پنج میلی متری و قاب کامل انجام شده که لازم است بعد از تدوین به صورت دیجیتال در آید تا در هر نما قاب درست انتخاب شود.»

در ادامه این نامه می‌خوانیم: «به عبارت دیگر مراحل لابراتواری این فیلم در ایران قابل انجام نیست مگر آن که هر نما بخشی از قاب کامل به طور اتفاقی چاپ شود و همان بلایی که بر سر صدا آمده بر تصویر هم نازل شود. همه اینها در شرایطی است که تمام مخارج فیلم خیلی کمتر از دو میلیارد تومان بوده و مجموع اموالی که با همین بودجه خریداری شد از جمله زمین ۲۰ هزار متری عرصه دکور، ۱۴ کامیون نظامی مدل ۱۹۱۰، هشتصد دست لباس، مقداری فرش و اشیا قیمتی و مجموعه‌ای از ابزارهای فنی نور پردازی و فیلمبرداری که به تدریج در طول فیلمبرداری خریداری شد و هم اکنون در اختیار تهیه‌کنندگان است بیش از دو میلیارد تومان قیمت پیدا کرده است. این از برکت وجود خمینی نازنین است که فیلم او بیش از آنچه که از بودجه عمومی مصرف کرده به اموال عمومی برگردانده است.»

افخمی که این اواخر فیلم «سن پطرزبورگ» را روی پرده سینماها داشت، در پایان نوشته است: «اما تقاضای من از شما به عنوان مسئول حقوق صنفی و حرفه‌ای دست‌اندرکاران سینما این است که جلوی سو استفاده از نامم را به عنوان کارگردان در آنچه از «فرزند صبح» به نمایش در خواهد آمد بگیرید. من فیلم فعلی را کارگردانی نکرده‌ام صدای هر فیلم نیمی از تاثیر آن را می سازد، اما در مورد «فرزند صبح» که صدابرداری مستقیم ندارد تمام تاثیرات صوتی حتی نحوه و لحن اجرای گفت‌وگوها می‌بایست بعد از فیلمبرداری و طی دوبلاژ کارگردانی می‌شد. من هیچ نقشی در انتخاب سازنده موسیقی، صداگذاری و طراحی صوتی نداشته‌ام و مسئولیت تصاویر فیلم را هم به دلیل دستکاری در تدوین و قاب بندی نمی‌پذیرم. لطف بفرمایید و آقایان تهیه‌کننده را ملزم نمایید تا مسئولیت کارگردانی این فیلم را بر عهده بگیرند یا چنان که آداب و سنت‌های سینما اقتضا می‌کند در مقابل عنوان کارگردان از یک نام مستعار استفاده کنند.»

جوابیه بیمان قاسم خانی به سردبیر تابناک

آذر ۱م, ۱۳۸۹

آقای قادری عزیز,سردبیر سایت تابناک :

پیرو جوابتان به نامه همسرم بهاره رهنما در خصوص تصادف ایشان لطفا جوابیه من را روی سایت بگذارید .


پیمان قاسم خانی

۱-خبر اولتا ن در خصوص تصادف بازیگر پر مدعا ب. ر همسر طنز نویس تلویزیونی را در سایتتان خواندم . تماس گرفتم و خواستم این خبر توهین آمیز را بردارید . فرمودید تحقیق میکنیم . بعد عبارات پر مدعا و طنز نویس تلویزیونی را برداشتید که البته دیگر دیرشده بود و همه سایت های دوستانتان خبر را به نقل از شما کار کرده بودند و این ماجرای نوشتن حرف اول اسم آدم های مشهور برای حفظ آبروی طرف هم شوخی بی مزه ای است همه مان میدانیم .

* ۲-من و شما در صحنه تصادف کذایی حضور نداشتیم شما فرض بر راستگویی دوستانتان گذاشتید ,بر اساس شناختی که به گفته خودتان از ایشان دارید حالا بماند که در خبر اولتان ایشان فقط شهروندی بود که مظلوم واقع شده بود و بعد معلوم شد که همکارتان است . من هم همسرم را خوب می شناسم می دانم که آدم آرامی نیست و گاهی راه حرص دادن آدم ها را خوب بلد است . . اما آدم صادقی است ,برای همین وقتی در نوشته آقای فرامرز خواندم که بهاره برایش کف زده باور کردم از آن کار هایی است که از بهاره بر می آید , خودش هم تایید کرد که این کار را کرده. از طرفی ایشان جزوبهترین راننده های دنیا هم نیست . تصادف هم کم نکرده , بعضی را خودش حل و فصل کرده وبرای بعضی من به صحنه تصادف رفته ام . اما از هیچ وقت از صحنه هیج تصادفی فرار نکرده . اصولا هم دلیلی برای چنین کاری وجود ندارد . آن هم برای یک چهره شناخته شده که به راحتی می توان پیدایش کرد .پس این کار بسیار ابلهانه است . همه مان اغلب تصادف کرده ایم و می دانیم روال چنان پیچیده ای ندارد . خدا را شکر بیمه ای هست و خسارت را می دهد و اگر هم خرجش کمی بیشتر شود , بهاره پول یک سپر و گلگیر را دارد که بدهد و از صحنه تصادف فرار نکند .حالا هم که اساسا معتقد است که تصادفی در کار نبوده و برخوردی با اتومبیل این آقا نداشته .پس به دلایل فوق من نمی فهمم که همسرم با چه منطقی از صحنه تصادف فرار کرده . اگر هم کرده چه طور توانسته با دنده عقب با سرعت از پمپ ننزین خارج شود و کسی را زیر نگیرد!و به ماشینی نزند . من که چنین دست فرمانی را در همسرم سراغ ندارم .

۳ضمنا به نظر من شخصی که بتواند پانزده دقیقه خروجی یک پمپ بنزین شلو غ را ببندد . آدم عصبی و شری است . که اگر دقت کنید . پانوشت پلیس برای ایشان هم ذیل ورقه همین موضوع را تایید می کند . پس وقتی نهایتا این حالشان را میگذارم کنار نظرشان در مورد بازیگران که فرموده اند: “در آن غرور و مستی شهرت خانم بازیگر جز خودش هیچ کس را نمی دید.”به این نتیجه می رسم که نباید حرف های ایشان را چندان جدی گرفت . حالا چه طور در صف پمپ بنزین ایشان به سرعت به چنین قضاوتی رسیدند نمی دانم ؟

۴- در مورد استشهاد ی که در سایتتان گذاشتید من شخصن به پمپ بنزین مربوطه رفتم و و با دو نفر از کارکنانش که در آن شب در محل حضور داشتند صحبت کردم . گفتند این آقای فرامرز نه همان شب ,که شب بعدش برای گرفتن استشهاد رفته یولی ما چیزی را امضا نکردیم و او هم رفت . حالا این دو نفری که پای استشهاد ایشان را که در سایت شما منتشر شده امضا کردند چه کسانی بودند ؟خدا می داند ! این دو نفری که من دیدم حاضر بودند پای استشهادی که ما تنظیم میکنیم مبنی بر ایجاد مزاحمت توسط آقای فرامرز را امظا کنند .

۵-بعد از همه این ها بهاره رفت در مایه های شکایت برای هتک حرمت و تنظیم استشهادو پیگیری های قانونی . حقیقتش من هم در ابتدا با او موافق بودم ولی الان بعد از گذشت چند روز به نظرم کل ماجرا بی معنی و حتی سخیف می آید .

۶-برای تک تک بند های جوابیه تان جواب دارم ولی واقعن چه فایده ؟ حیف وقت ما و شما و خوانندگان است . آنقدر گرفتاری و مشکلات مهم تر در مملکت داریم که قضیه تصادف بهاره و یک آقایی در پمپ بنزین صاحبقرانیه این وسط به یک شوخی می ماند .تمامش کنیم لطفا. پرداختن به چنین موضوعاتی در شان ما و شما نیست .قانون هست . این آقا هم که می فرمایند شکایتشان را کرده اند . ما هم پایه ایم .و در نهایت تابع نظر قانون خواهیم بود .اگر هم نه که هیچ .من که به شخصه حوصله کش دادن این ماجرا و سر و کله زدن با آدم های عصبی و بی کار را ندارم . ایشان هم که با کمک شما تلاششان را جهت دادن درس عبرت به بازیگران فراری از صحنه تصادف کرده اند .اجرشان با خدا . این بحث ها و نامه نگاری ها از طرف ما تمام شده تلقی میشود .

۷- و در نهایت اگر برایتان مهم است حد اقل یکی از خوانندگان سایتتان و اعتمادش را از دست دادید .

* با تشکر پیمان قاسم خانی
* سی ام آبان ماه هشتادو نه

جواب بهاره رهنما به سردبیر تابناک :

اقای سر دبیر شما شماره همسر من را داشتید . پس چرا ندادیدبه آن آقا تا بحث را شخصن دنبال کند تا ببینیم واقعن مشکلش چیست؟ پس از عنوان کردنش در جای عمومی قطعن قصد هتک حرمت من و موضع گیری دارید ، من همبشه خاک پای مردمم بوده و هستم هیچ وقت هم نگذاشتم غروری احمقانه بر من مستولی شود.شاید چون اعتقاداتی دارم که مبتنی بر آنها مهمترین وبزرگترین موهبتم را در این میدانم که بنده خداوند یکتا هستم ! امروز سر کلاس حافظ شناسی کسی بی مقدمه این روایت را از حصرت علی ذکر کرد و این برای من یک نشانی بود .پس من دیگر تمایلی به ادامه این بحث, ندارم .راستش گمان میکنم اگر آن آدم شکایتی دارد روالش به لحاظ قانونی طی خواهد شد. و بدانید که من جز از خدا وند ترسی ندارم .پس دیگر انرزیم را هدر نمی دهم . تمام!

و اما آن جمله زیبا:خدایا مرا در نکوهش کسی که عطایش را از من دریغ کرده ازمایش مفرما که در نهایت هر بخشش و دریغی از ان توست .علی.ع

واکنش بهاره رهنما به شایعه فرارش از صحنه تصادف: بی‌پناهی‌ام وقتی اوج گرفت که بخش خبری ۲۰:۳۰ هم موضوع را علنی کرد

آذر ۱م, ۱۳۸۹

بهاره رهنما

بهاره رهنما در وبلاگ شخصی خود خبر روزهای اخیر در مورد فرار از محل تصادف را تکذیب کرد. وی در بخشی از مطلب خود نوشت: چند روز پیش شنیدم با ذکر جزییات نوشته اند من خودروی یک شهروند را درب و داغان کرده و سپس با سرعت از صحنه تصادف فرار کرده ام. ابتدا باز هم خنده ام گرفت از دشمنی ادامه دار و علنی سایت مزبور با خودم، بعد دوباره ور خوش بین ذهنم آمد سراغم و رفتم برایشان کامنت گذاشتم و ماجرایی را که حدس می زدم این خبر کذب را از آن ساخته باشند شرح دادم.

با کمال تعجب دیدم کامنت من را تایید نمی کنند، بعد پیمان قاسم‌خانی همسرم مطلب مفصلی برایشان نوشت و با یکی از مسئولین سایت مزبور تماس گرفت تا خبر را بردارند و اصل داستان را گفت، گفتند که پیگیری می کنیم و نکردند. و این در حالی است که خودشان به مردم جواب می دادند. جالب است سایتی که ادعای مذهبی بودن دارد راجع به نه یک بازیگر – نویسنده بلکه راجع به یک زن شوهردار و تن و بدنش چیزها نوشتند که حتی از مرز وقاحت هم فراتر بود. به قول یکی از مردم نمی دانم چه قانونی به این ها اجازه داده که بدون حضور پلیس و رای و مدرک فقط به ادعای کذب کسی که معلوم است از دوستان خودشان است، آدم معروفی را بدنام می کنند.

البته به گمانم بدگویی برخی سایت ها و آدم ها به قدری روشن و کودکانه است که لااقل برای آنها که برای من مهمند، مسجل است که این خبرها کذب است.

و اما ماجرای احساس بی پناهی من از جایی اوج گرفت که اخبار رسمی “۲۰:۳۰″ هم خبر را علنی اعلام کرد.

رهنما افزود:

به کجا شکایت کنم؟ می دانید که خودم هم حقوق خوانده ام. از طرفی من مشخصاتی از فرد مزبور ندارم از طرف دیگر سایت ها قبول مسئولیت خبری نمی کنند و نشر شنیده هایشان را می کنند. و این ها در حالی است که حتی برای دوستانم هم سوال شده که چرا سکوت می کنم؟

پس مثل همیشه چهاردیواری امن تر از خانه مجازی ام وبلاگ نه ساله ام ندارم. پس بخوانید و بدانید و مطلب را هر کجا به دستتان میرسد به بقیه بفرستید که مانند همیشه مهر ، دوستی و حمایتتان را نیازمندم.

رهنما در ادامه ، ماجرا را چنین تعریف کرده است:

هفته پیش با پدرم عازم دکتر بودیم در پمپ بنزین اقدسیه توی صف بودم که خودروی دویست و ششی با سبقت غیر مجاز از سمت راست من خودش را انداخت جلوی من و از توی آینه نگاه کرد و به مسخره خندید، بیشتر به رعایت پدر هفتاد و چند ساله ام حتی بوق هم نزدم. او از آینه مرا با دقت و وقاحت می پایید و با فاصله از ورود به یکی از لاین های جایگاه امتناع میکرد، این بار دیگر بوق زدم. او باز هم خندید، فهمیدم مرا شناخته و به هر علتی قصد سر به سر دارد.

پدرم خواست پیاده شود نگذاشتم بالاخره ماشین ها بوق زدند و او کمی جلو رفت و من از کنارش رد شدم و رفتم در جایگاه بنزین. او هم در صف موازی من وارد شد و بنزین زد. بعد از دقایقی موقع خروج پیچید جلوی ماشین من و ادعا کرد که موقع رد شدن از کنارش ماشینش را داغان کرده ام و باید بایستم، تازه بعد حدود ده دقیقه از بنزین زدنمان، هرچه همه کارکنان جایگاه و حتی پدرم به او گفتند این چه دروغی است آخر کجای این ماشین به تو خورده او سکوت می کرد و با نیشخند برای من به حالت تهدید دست تکان می داد.

ساعت حدود ۸ بود که من با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتم و گفتم شخصی با چنین ادعایی قصد مزاحمت دارد. حتی خودم را هم معرفی کردم و آدرس جایگاه را دادم. گفتند مامور می فرستیم. آمدن پلیس طول کشید مردم در صف مانده بودند و همه بوق می زدند اما مرد دست بردار نبود تا این که با مساعدت خود مردم و جلوی چشم خود آن مرد من عقب عقب و خیلی آرام از پمپ درآمدم و و بعد هم رفتم از کنار او رد شدم و گفتم خودم با پلیس تماس می گیرم و البته آخرش یک “دیوانه” هم نثارش کردم و رفتم.

در رفتنی در کار نبود و حتی عجله ای. انصاف به کنار، آخر کدام عقل سلیمی من گاو پیشانی سفید در این شهر را به در رفتن از صحنه حکم می دهد؟ همین کار را هم کردم به پلیس زنگ زدم و گفتم: مردم و کارکنان کمک کردند تا من از پمپ در بیایم. بعد هم به همسرم گفتم و نیز به دوست وکیلمان و قضیه گذشت. دستم به جایی بند نبود وگرنه در همین حد مزاحمت اگر قرار نبود پدرم را به دکتر ببرم واقعا قصد شکایت از او را داشتم.

و حالا جالب است که این آقا نمی دانم به کجا وصل است که در عرض چند روز حتی خبر رسمی تلویزیون را محمل عقده و نشر اکاذیبش کرده. از مسئولین محترم سوال دارم: این جور جاها ما ایرانی نیستیم؟ ما حقوق شهروندی نداریم؟ که حقوق هنرمندی مدت هاست پیش کشمان است! و با این اوصاف، من باید از خبر “بیست و سی” به کجا شکایت ببرم؟ آیا این موضوع هم سیاسی است؟ یا یک دلخوری عمیق از جانب یک بازیگر نسبت به رسانه اش؟

به هر حال این بار با وجود حرمت و ارزش بسیاری که برای وقتم قائلم بسیار خوشحال می شوم که این آقا که ادعای شکایت از من را دارد و پشت اسم فرامرز . ح و دوستانش مخفی شده را در دادگاه ملاقات کنم تا بتوانم من هم از او شکایت کنم. ناامنی در این است که من هیچ نشانی از او ندارم و او از من همه چیز می داند!

این کار لازم است شاید برای این که فردا سر هر کوچه و بازاری امنیت و اعتبار آدم های شناخته شده توسط افرادی که به هر دلیلی از آنها دل خوشی ندارند و با استفاده از روابطشان به شکل رسانه ای خدشه دار نشود که البته کار ساده ای هم نیست!

نمایش ویژه «سن‌پطرزبورگ» با حضور بازیگران سینما به نفع موسسه محک

آبان ۲۶م, ۱۳۸۹

سن پطرزبورگ

فیلم سینمایی «سن پطرزبورگ» ساخته بهروز افخمی با بازی محسن تنابنده، پیمان قاسم ‌خانی، بهاره رهنما، امین حیایی، اندیشه فولادوند، سروش صحت و کیانوش گرامی در نمایشی ویژه به نفع موسسه محک و به قصد حمایت از کودکان سرطانی و بیماری‌های خاص روی پرده می‌رود. در این برنامه که به همت بهاره رهنما بازیگر فیلم و حمایت تهیه‌کننده حمید اعتباریان برگزار می‌شود، بازیگران فیلم و جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون ایران حضور خواهند داشت.

این نمایش ویژه در پردیس سینمایی پارک ملت در سانس ساعت ۸ شب جمعه ۲۸ آبان برگزار می‌شود. کلیه عواید فروش بلیت این سانس به موسسه محک تعلق می‌گیرد. قیمت بلیت از پایه قیمت سینماهای تهران آغاز می‌شود و شرکت‌کنندگان می‌توانند به صورت همت عالی هر مبلغی که خواستند برای این کار خیر و انسانی بابت بلیت بپردازند.