کارگردان: نیمرود آنتال
بازیگران: آدریان برودی – لارنس فیشبورن – توفر گریس – آلیس براگا – والتون گوگینس – اولگ تاکتارف
مدت زمان: ۱۰۷ دقیقه
درجه نمایشی: R
ژانر: اکشن/ ماجرایی/ علمی تخیلی
محصول ۲۰۱۰ آمریکا
خلاصه داستان و توضیحات
درندگان با ۹ کاراکتری شروع می شود که با چتر های نجات در حال فرود آمدن هستند. این آدم ها به یاد نمی آورند که چگونه و به چه ترتیبی در موقعیت فعلی قرار گرفته اند. آنها یک نور کور کننده را به خاطر می آورند و بس. اولین کسی که فرود می آید رویس (آدرین برودی) نام دارد. بقیه ی افراد همگی با فاصله ی کمی در حول و حوش رویس فرود می آیند. این آدم ها همگی آدم کش های حرفه ای بی رحمی هستند که از گوشه و کنار دنیا جمع آوری شده اند: یک مزدور عملیات ویژه, یک موجود روان پریش و قاتلی خطرناک, یک زن تک تیر انداز اسرائیلی و یک جنگ سالار آفریقایی و غیره.
نکته ای که هیچ کس نمی داند این است که این ۹ نفر چگونه سر از این جنگل انبوه درآورده اند. اعضای گروه به زودی کشف می کنند که آنها در سیاره ی دیگری هستند. رویس متوجه چیز عجیبی می شود: خورشید بالای سر آنها هرگز حرکت نمی کند. آنها پس از رسیدن به فضای باز متوجه می شوند که سه چهار تا ماه در آسمان وجود دارد که هم خیلی نزدیک هستند و هم خیلی بزرگ تر از ماه خودمان. (حالا کاری به این نداریم که براساس اصول کیهانی و نجومی اگر سیاره ای مدام در زیر نور خورشید باشد به سرعت ذوب می شود!)
دیری نمی گذرد که رویس و هم قطارانش پی به این مسئله می برند که آنها در یک منطقه ی حفاظت شده هستند. و البته باز هم معلوم نیست که چه کسی این منطقه ی حفاظت شده را دایر کرده است؟ اگر یادتان باشد و درنده ی نخست (۱۹۸۷) را دیده باشید, آرنولد شوارتزینگر و دیگر قاتل ها در جنگل آمازون مشغول دست و پنجه نرم کردن با یک موجود فضایی بیگانه ی درنده بودند. شاید نژاد همان درندگان اقدام به وارد کردن انسان ها به سیاره ی خودشان کرده اند تا آنها را در یک مسابقه شرکت دهد!
به هر حال, موجودات درنده به تدریج سر و کله شان پیدا می شود. هر کدام از این موجودات – بنا به تخمین راجر ایبرت- حدود ۵۰۰ کیلویی باید وزن داشته باشند. سرعت حرکت این موجودات گراز مانند مثل سرعت حرکت شیرهاست! این موجودات انواع شاخ ها, سیخ ها, نوک ها و انواع چیز های دیگر را بر بدن خود دارند! موضوعی که باعث شده ایبرت به فکر بیافتد که موجودات نامبرده با این بدن های سیخ سخی چگونه می توانند به هم نزدیک شوند و جفت گیری کنند؟!! یا اساسا چگونه می توانند غذا بخورند! ایبرت ابتدا تصور کرده که شاید دهان آنها یک جایی در پشت بدنشان زیر کمرشان باشد! و آنها با استفاده از پاهایشان تکه های طعمه را در جایی در پشت بدنشان قرار می دهند!! اما او بعدا با کمی دقت پی می برد که این فرضیه هم نادرست است!

تقریبا کل فیلم درباره ی این است که قهرمان های نامطبوع ما یکی یکی
